أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
140
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
قريش هستى مقابل او قرار ده . ما با تو بيعت مىكنيم . او هم دستش را دراز كرده ، افراد مزبور در سوم ذىقعدهء سال 64 در جايى به نام جابيه با او بيعت كردند . سپس با ياران خود به سوى هواداران ابن زبير كه در شام بودند و فرماندهى آنان را ضحاك بنقيس بر عهده داشت حركت كرد . در نبرد سختى كه درگرفت ، ضحاك كشته شد و هوادارانش متفرق شدند . اين رخداد در اواخر ذى حجه سال 64 بود . بدين ترتيب كار امويان در شام استقرار يافت و بيعت با مروان بن حكم تمام شد . اين در حالى بود كه شهرهاى ديگر در اختيار ابن زبير بود و با او به عنوان خليفهء مسلمانان بيعت شد . « 1 » عصبيّت يمنى - قيسى زمانى كه درست دقت كرده ، بر آن باشيم تا عوامل اختلاف در شام را ميان هواداران بنى اميه و ابن زبير بررسى كنيم ، در مىيابيم كه مسأله فراتر از جنگ اموى - زبيرى است . آشكار است كه برخى از قبايل يمن از قرنها پيش از اسلام به مرور در شام استقرار يافته بودند و زمانى دراز در آنجا زيسته بودند . با آغاز فتوحات اسلامى ، قبايلى از حجاز نيز در آنجا مستقر شدند كه به نام عدنانى يا نزارى شناخته شده و نام قيسى بر آن غلبه كرده بود . شمار يمنىها و قيسىها چندان در شام فراوان بود كه اردن و فلسطين را هم پوشش داده بود . ترديدى نيست كه يمنىها با توجه به اصل و اساس خود بر قيسىها فخر مىكردند . آنان در دورهاى از تاريخ ، بزرگان و رهبران جزيرة العرب بودند . چنان كه خزاعه كه قبيلهاى يمنى بود ، پيش از قريش بر مكه فرمانروايى مىكرد . همين طور اوس و خزرج كه در مدينه بودند ، همين وضعيت را داشتند . از سوى ديگر ، قيسىها كه از نسل فاتحان صدر اسلام بودند ، به گونهاى ديگر بر يمنىها فخر مىكردند و خود را هادى آن سرزمين مىدانستند . اين مفاخره ، عاملى براى بالا گرفتن عصبيتى بود كه اسلام از آن پرهيز
--> ( 1 ) . الآداب السلطانية ( تاريخ فخرى ) ، ص 164 .